خرید بک لینک
فرضکنیم در جهانی زندگی میکردیم که رأیِ هر انسانی با توجه به ’’فهم و دانشِ‘‘ او ارزشگذاری میشد. این فرض خود مستلزمِ چند فرضِ دیگر است به این ترتیب که پیش از هر چیزی فرض کردهایم ما به یک سازوکارِ کم نقص برایِ چگونگیِ ارزیابیِ دانش و همچنین فهمِ هر انسانی دسترسی داریم.] به طور خام منظورِ مختارم از فهم، میزانِ قدرتِ تمایزگذاریِ یک عامل بین منفعت و مصلحت است و دانش را به عنوانِ مجموعهای ساختارمند از اطلاعات که به کارِ توضیح و تبیین وگاهی پیشبینی میآید در نظر گرفتهام. واضح است که در اینجا هم فهم و هم دانش را به عنوانِ اموری مطلوب و دارایِ ارزش پنداشتهام.[ تصورکنیم سازوکاری وجود دارد که به دانشِ افراد با توجه به میزانِ تحصیلات و نوعِ رشتهی تحصیلی آنها امتیاز میدهد. همچنین تخیل کنیم که فیلسوفان و دانشمندان با توافقِ حداکثری سازوکارِ کم و بیش مناسبی برایِ امتیازدهی و رتبهبندیِ میزانِ فهمِ آدمها یافتهاند،] مثلاً بر اساسِ آرایش و عملکردِ سلولهایِ مغز آنها و نیز احتمالاً بر اساسِ تعاریفی توافقی از تعاملاتِ اجتماعی آنها مانندِ مصلحتاندیشیِ جمعی، غمخواری و خیرخواهی و...[ .

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت: 0:00

صفحه بندی